احمد احمدى بيرجندى و سيد على نقوى زاده

4

مدايح رضوى در شعر فارسى ( فارسي )

فرخنده طالع آمد و فيروز درگذشت * آن كس كه خدمت دَرِ آن شهسوار كرد سرمايهء سعادت دار القرار يافت * هر دل كه در محبت آن شه قرار كرد « 1 » با آن كه بيشتر قصايد و اشعار حسن كاشى ، در مدح امام على عليه السلام است ، ولى در مقدار كمى از اشعار او كه در تذكره‌ها آمده ، اشعارى در ستايش ديگر ائمه اطهار عليهم السلام نيز ديده مىشود . از آن جمله است اين قصيده كه در مدح امام علىّ بن موسى الرضا عليه السلام سروده : دوش چون دور شب تيره به پايان آمد * نوبت زمزمهء مرغ سحر خوان آمد چشم جان از دم مشكين صبا روشن شد * گويى از مصر نسيمى سوى كنعان آمد شرف خاك خراسان همه دانى كه ز چيست ؟ * زانكه در خطهء او روضهء رضوان آمد مشهد پاك معلّاى امام معصوم * آنكه خاكش ز شرف افسر كيوان آمد « 2 » در ميان منظومه‌هاى فارسى كه بين سالهاى 600 - 800 هجرى سروده شده ، شرح داستانها ، وقايع و مدايح ائمه - عليهم السلام - آمده است . در اين دوره ، بجز مولانا حسن بن محمود كاشانى سه شاعر گمنام داريم كه همچون حسن كاشى ، در نهضت شيعى شعر فارسى شركت داشته‌اند : نصرت بن محمد علوى رازى ، حمزهء كوچك ورامينى و شهاب سمنانى . كه متأسفانه در مآخذ موجود ، از آنان يادى نشده و جاى آن است كه پيرامون آثارشان تحقيقى صورت پذيرد . آنچه تا كنون از اين سه شاعر در دست است ، هفده برگ از جنگى خطى است كه به سال 792 هجرى كتابت شده ، و ظاهرا تمامى اشعار اين جنگ ، در ستايش و مدح اهل البيت - عليهم السلام - بوده است « 3 » . به‌هرحال مجموعهء اين اوراق ، حاوى اشعارى است مشتمل بر مدح حضرت امير و ديگر ائمهء بزرگوار اماميه ( ع ) ، همچنان كه گفتيم يكى از شاعران مزبور ، نصرت علوى است از رى ، شهرى كه در آن روزگار يكى از مراكز شيعه بوده است . چند قصيده‌اى كه از نصرت علوى به دست ما رسيده ، مىنماياند كه وى « ره احمد و حيدر » گرفته بوده و « سپر بدعت و كفر » را شكسته است ؛ زيرا :

--> ( 1 ) - همان مأخذ ، 2 / 630 ( 2 ) - همان مأخذ ، 2 / 327 ( 3 ) - ر . ك : ايرج افشار ، جشن نامهء كربن ص 151 .